23,February,2006

یه شروع دیگه...
منم خونه به دوش شدم...یا به تعبیری دیگه ای سرزمین به دوش،شدم...
یه جایی همین نزدیکی ها می نوشتم...دور نبود سرزمینم...سرزمین دوست داشتنی داشتم...برای خودم دوست داشتنی بود...نزدیک به یک سال و اندی بود که اونجا بودم...خودم بودم...نوشته هام بودن...قانونم بود...بعد چند هفته پیش رفتم،یه سرزمین دیگه ای رو با همون نام بر پا کنم...همزمان هر دو سرزمین رو اداره می کردم...حکومت...
حرفهایی رو که تو سرزمین اصلیم نمی تونستم بزنم تو سرزمین جدید می زدم...نمی خواستم کسی رو ناراحت کنم...اما بالا خره بعد از کلی کلنجار با خودم تصمیم گرفتم دست از حکومت بر اون سرزمین بردارم...اومدم...از اون سرزمین بیرون اومدم...اما هنوزم کلید دروازه های اون سرزمین رو دارم...روی درش نوشتم:
من یه گریه ام توی دیروز
من صدای بغض امروز
من یه اسمم روی لبها
من یه هیچم توی فردا...
در حال حاضر به قصد یه سکونت کوتاه مدت اینجا اومدم...قصدم این بود اینجا بمونم تا برم و سرزمین مستقل خودم رو تشکیل بدم...سرزمین مستقل با حکومت مستقل...
اما دیگه چیزی معلوم نیست...شاید همزمان با سرزمین مستقل،اینجا هم حکومت کنم...اما شاید نحوه حکومتم توی این دو سرزمین متفاوت باشه...چیزی معلوم نیست...
...
پ.ن:در مورد قالب...باید بگم که قالب رو از روی قالب وبلاگ کاکتوس ساختم...امیدوارم ایشون ناراحت نشن...شاید نیاز بود اول اجازه می گرفتم بعد این کار رو می کردم...اما این روزا نمی تونم زیاد صبر کنم...


1omrani

خط خطی شما
(0)