28,February,2006

دیروز استاد یه پروسه 6 مرحله گفت برای طراحی...
1.تهیه نقشه اولیه(نیازهای موثر برآورده شود.)
2.تهیه شکل اولیه سازه
3.تعیین بارهای وارده بر سازه.
4.تعیین ابعاد اولیه سازه.
5.تحلیل دقیق سازه.
6.(حواسم نبود.)
استاد می گفت این 6 مرحله رو تو همه جا میشه استفاده کرد.
حتی تو زندگی؟...شاید...
جالب اینجا بود که اگه جواب قسمت 6،درست نبود به مرحله 4 بر می گردیم و دوباره مراحل رو طی می کنیم...و این تکرار رو تا جایی ادامه میدیم که جواب 6 درست باشه...
جالب تر اینجا بود،که استاد می گفت اگه مساله اشتباه باشه(فکر کنم اشتباه در مرحله 3 بود)...اگه تکرار رو انجام بدیم یه جایی جواب 6 درست میشه،ولی...ولی جواب منطقی نیست...یعنی وقتی سازه رو بنا کردی،یا همون لحظه،یا بعد از مدتی فرو میریزه...
...
فکر کنم بنای زندگی...از همون قسمت اول اشتباه بوده...یا شایدم اصلاً دارای مرحله 1 و 2 و 3 ای نبوده،که الان بخوام مراحل 4 و 5 و 6 رو طی کنم...فکر کنم الان دارم همون تکراری،که استاد گفته بود،رو طی می کنم...البته تکرار از نوع دوم...به ظاهر بعضی جاها جواب 6 درست میشه...اما...
...
چه تازه داری؟بخوان خدا را،دلم گرفته،دلم گرفته!
که از سرودم رمیده شادی،که در گلویم شکسته آوا!
چه پرسی از من:-«چرا خموشی؟هجوم غم را نمی خروشی!
جدار شب را نمی خراشی،چرا بدی را شدی پذیرا!»
_شکسته بازو گسسته نیرو،جدار شب را چگونه ریزم؟
سپاه غم راچگونه رانم،به پای بسته،به دست تنها؟
بخوان خدا را،دلم گرفته،دلم گرفته،دلم گرفته!
درین سیاهی،از آن افق ها،شبی زند سر،شپیده آیا؟
«یه شاعر»


1omrani

خط خطی شما
(0)