یه سوال...این سوال یه دفه تو ماشین اومد...
بعد از این سوال ممکنه خیل عظیم فحش و بد و بیراه نصیبم بشه...
چرا ملت ایران عاشق حافظ هستند...چرا بعضی ها حافظ رو،اگه اغراق نباشه،تا حد پرستش قبول دارن...
اصلاً از کجا می دونن حافظ همونیه که شنیدن در موردش...از کجا می دونن هر چی در مورد حافظ می گن درسته...
از کجا می دونن حافظ انسان درستی بوده؟...فقط چون در موردش تو خیلی کتابا خوب گفتن...فقط به صرف اینکه یه شاعر ایرانیه...فقط به خاطر اینکه خیلی کسایی که سرشون به تنشون می ارزه حافظ رو می خونن...
نه فکر بد نکنید...من هیچ ادعایی در مورد شناخت حافظ ندارم...اصلاً حافظ یه مثال بود...خیلی شاعران دیگه رو هم می تونستم مثال بزنم...منظوری از این مثال نداشتم...قصدم خراب کردن این شاعر نبوده و نیست...
ولی برام یه سواله...همه از شعرهای حافظ می گن...خیلیا شعر هاشو می خونن و عنوان می کنن و به به و چه چه می کنن...آیا واقعاً همه درک می کنن چی گفته...
اگه من بگم حافظ بد بوده کسی هست که اثبات کنه خوب بوده...اگه بگم خوب بوده کسی هست که اثبات کنه بد بوده...
شاید اینم بر می گرده به همون نسبیت...
نمی دونم می خوام چی رو اثبات کنم...
ب.ر.ن1:امشب با دیدن رگهای بر آمده دستم وحشت کردم...هیچوقت این رگها این طور نبودن...یه جور عجیبی بودن...راستی یه سوال...چرا رگ ها به جای اینکه قرمز باشن سبز رنگ هستن...
ب.ر.ن2:...رو به «کو...» می گم بچه باحالیه...میگه«آره و برای یه مدتی میشه تحملش کرد...»...می گم هیچ کس رو پیدا نمی کنی بتونی همیشه باهاش حال کنی...میگه«اصلاً دنبالش نگرد»...
ب.ر.ن3:چند وقت پیش یه کتابی خوندم جالب بود...تو چند قسمت می نویسمش تو «سرزمین سرد سکوت»...بد نیست...من می خوام چند بار دیگه هم بخونمش...