You can break the rules
...قانون...شکستن قانون...
کدوم قانون...قانونی نیست...اگه کسی نباشه قانونی نیست...اگه من و شما نباشه قانونی نیست...(«دکتر» بهتر این مورد رو بیان می کنه...با یه مثال می گه...مثال دریا و ساحل و من و شما...که اگه ما نباشیم دریا معنی نداره...)...
بر فرض که من و شما هم باشه...قانون می تونه بازم نباشه...خیلی چیزا رو قانون می دونیم...اصلاً قانون چیه...؟...تعریف قانون چیه؟...چرا فکر می کنیم قوانین شکستنی نیستن...
یه سوال...قانون هم نسبیه...؟...
آرمان ها و ایدآل هایی که تو ذهن ماست هم همون قانونه؟...
ذهنم در این مورد الان مغشوشه...اون چیزی که تو ذهنمه رو نمی تونتم درست و شفاف بیان کنم...کاش یکی می تونست تو ذهن من فقط الان و در این مورد شریک بشه...فقط الان...فقط در این مورد...
این افکار تو ماشین به ذهنم خطور کردن...از دنبال کردنش اون موقع شاید هدف خاصی داشتم...الان که چند ساعت از اون موقع می گذره هدفش برام گنگ شده...یادم نیست هدفم چی بود...دنبال یه چیزی بودم...یه نتیجه گیری...اما الان فقط یه ذهن مغشوش نصیبم شده...شاید این بود...هیچ قانونی وجود نداره اگه...
پ.ن1:یه روزی تو یه صفحه ای نوشتم...You can break the rules...اما الان خواهش می کنم اگه آزارتون می ده پاره ش کنید...