05,April,2006

یه نگاه به آینه...وحشتناکه...زده بیرون...نیمیش رفته تو...مثل بادکنک ترکیده ای که بچه ای از سر بازیگوشی و بیکاری روی یه جمجه کشیده باشه...
شلواری که تا یکی دو ماه پیش اندازه ت بوده،حالا به تنت زار می زنه...خ...ش نزدیک زانومه دیگه...
نگاه ها عجیب شده...بعضیا نگاهشون رو می دزدن...بعضیا یه جوری دلسوزانه نگاه می کنن...بعضیا با تعجب زل می زنن...خیره می شن...


1omrani

خط خطی شما
(8)