«اینجا که ماییم سرزمین سرد سکوت است
بالهامان سوخته ست،لبها خاموش
نه اشکی نه لبخندی،نه حتی یادی از لبها و چشمها...»
***
«وز آن پس آرامش گفتار و خلوت نیستی
همه خبرها دروغ بود...،و همه آیاتی که از پیامبران بیشمار شنیده بودیم...»
***
«نه پیشوازی بود و نه خوش آمدی،نه چون و چرا بود
و نه حتی بیداری پنداری که بپرسد،کیست؟
زیراک اینجا سردستان سرد سکون است...»
***
«دیگر بس ست مرثیه:دیگر بس ست گریه و زاری
ما را به حال خود بگذارید
اینجا سرای سرد سکوت ست...»
...
ب.ر.ن:...از این به بعد باید...