12,May,2006

اما تقریباً همه از یه جا شروع میشن....همه،نه زندگی،که همه افراد منظورمه...همه از مادر متولد میشن.
مکان تولد فرق داره،زمان تولد فرق داره،وضعیت تولد فرق داره.
یکی تو بیمارستان متولد میشه،تو یه اتاق با دم و دستگاه های عجیب غریب...یکی تو یه اتاق تو یه خونه متولد میشه...
یکی شب،یکی روز،یکی صبح،یکی ظهر،یکی عصر و یکی... متولد میشه.
اینجا فعل،ظاهراً تولده.
وقتی میگن تولد،یعنی خارج شدن از یه محیط و ورود به یه محیط دیگه...اونی که تو بیمارستان وارد شده،با اونی که تو یه دِه وارد شده،هر دو متولد شدن...به اونی که شب اومده،به اونی که روز اومده،به اونی که... می گن تولد یافته...
فرق نداره کی باشه،یا بچه کی باشه،در هر صورت بعد از اینکه وارد شد،باید یه ضربه بخوره.باید اشکشو در بیارن(یه زهر چشم ازش بگیرن)...آخه برای اینکه بقیه بدونن که وارد شده،باید اعلام حضور کنه...وقتی خودش اعلام حضور نکنه،بقیه وادارش می کنن که اعلام کنه...مثل خیلی چیزای دیگه که بعدها وادارش می کنن...خواسته و ناخواسته...
ادامه دارد...


1omrani