12,May,2006

وقتی راهی برای اثبات خیلی چیزا نداری...راهی به ذهنت نمی رسه...باید منتظر بمونی تا زمان بگذره...شاید گذشت زمان اثباتشون کنه،ولی فایده ای نداره...گذشت زمان به خیلی چیزا ارزش می ده و ارزش خیلی چیزا رو می گیره...
وقتی یه آدم اسیر حصار زمان و مکانه...آزادی هیچ معنایی نداره...البته طبق معمول اینم نسبیه...
اینجا سناریو نویس منم...هر جور که دوست داشته باشم سناریو رو می نویسم...دارم به پایان تراژدیک فکر می کنم...اگه قرار باشه یه پایان تراژدیک داشته باشم،ترجیح می دم تو انتخاب سکانس آخرش خیلی دقت کنم...
یه واقعیت به قول یکی وجود داره...حالا اگه من هی چشمم رو ببندم بگم نه وجود نداره فقط خودمو گول می زنم...دارم توجیه می کنم...مَثَل کبک و سر و برف و زیر برف...
...
یه نمودار هست به اسم نمودار تنش-کرنش...سه تا ناحیه داره...ناحیه الاستیک،تو این ناحیه هر گونه تغییر شکلی در اثر نیرو، به حالت اصلیش بر می گرده...ناحیه الاستو پلاستیک،تو این ناحیه تغییر شکل ها،کامل به ناحیه اولشون بر نمی گردن...و ناحیه پلاستیک،که در اثر اعمال هر گونه نیرو، تغییر شکلی ایجاد میشه که دیگه به حالت اصلیش بر نمی گرده و این تغییر شکل تا یه جایی ادمه داره،بعد از اون دیگه گسیختگی شکل می گیره...این نقطه رو نقطه «تسلیم» می گن...
...
***MSA این نوشته رو تا ته ش بخون...تا ته...چند روز پیش که با هم بودیم هر چی فشار به خودم آورم که اینو بهت بگم نشد...پس اینجا می گم...
یه آدرس بهت می دم به خاطر بسپار یه موقعی مجبوری ازش استفاده کنی...«یه کلید تو کوچیکترین جیب یکی از شلوارامه...»...این آدرس یادت نره...
این قضیه هیمن جا تموم میشه و بیرون از اینجا هیچ حرفی نمی خوام ازش بشنوم...پس وقتی زنگ می زنی یا می زنم...وقتی میای،وقتی می بینمت،جلوی چشم بابا...در این مورد سوالی نمیشه...***
...
از آلبوم جدید آمو هم خوشم میاد...«...داد می زنم هوار هوار**بشنو صدامو روزگار...»
...
...«بنویسین وَ بان سنگ مَزارِم...شهید عشقِم نَکِی آزارِم»...


1omrani

خط خطی شما
(11)