اینجا شعار آزادی سر می دهند و آزادی به مثابه پستانکی برای سکوت نوزاد است...
یه نوشته زدم اینجا ولی یه چیزی دیدم که پاکش ورش داشتم بعداً می ذارم...
فعلاً عصبی ام...
شاید شما هم اگه این عکس ها رو ببینید حالتون تغییر کنه...
یه سر به یات «کسوف» بزنید...
...
به اون زنی... که شلوار قهوه ای پوشیده و باتوم به دسته نگاه کنید...با دیدن قیافه ش...نمی تونم حالمو توصیف کنم...
شبیه این مراقبین تیمارستان ها می مونه...جدی می گم...واقعاً خاک...خاک...خاک بر...
...
بازم این آهنگ «شهیار قنبری»...
«لالا لالا دیگه بسه گل لاله**بهار سرخ امسال مثل هر ساله
هنوزم تیر و ترکش قلبو می شناسه**هنوز شب زیر سرب چکمه می ناله
نخواب آروم گل بي خار و بي کينه**نمي بيني نشسته گوله تو سينه
آخه بارون که نيست رگبار بارونه**سزاي عاشقاي خوب ما اينه
نترس از گوله دشمن گل لادن**که پوست شير پوست سرزمين من
اجاق گرم سرماي شب سنگر**دليل تا سپيده رفتن و رفتن
نخواب آروم گل بادوم ناباور**گل دل نازک خسته گل پرپر
نگو باد «ولایت» پرپرت کرده**دلاور قد کشیدن رو بگیر از سر
دوباره قد بکش تا اوج فواره**نگو این ابر بی بارون نمی ذاره
مثل یار دلاور نشکن از دشمن**ببین سر می شکنه تا وقتی که سر داره
«نذاشتن» «همصدایی» رو بلد باشیم**نذاشتن حتی با همدیگه بد باشیم
کتابای سپیدُ دوره می کردیم**که فکر شب کلاهی از نمد باشیم
نگو رفت تا هزار آفتاب هزار مهتاب**نگو کو تا دوباره بپریم از خواب
بخون با من نترس از گوله دشمن**بیا بیرون بیا بیرون از این «مرداب»
نگو «تقوای» ما تسلیم و ایثار**نگو «تقدیر» ما صد تا گره داره
به پیغام «کلاغای» سیاه شک کن**که «شب» جز تیرگی چیزی نمیاره
نخواب وقتی که هم بغضت به «زنجیر»ه**نخواب وقتی که «خون» از شب «سرازیره»
بخون وقتی که خوندن «معصیت» داره**بخون با من بیا تا من نگو «دیره»
«سکوت» شیشه های شب غمی داره**ولی خشم تو مشت محکمی داره
عزیر جمعه های عشق و «آزادی» **کلاغ پر بازی با تو عالمی داره
نخواب ای حسرت سفره گل گندم**نباش تو لابلای قصه سردرگم
نخواب رو بالش پرهای پروانه**که فریاد تو رو داره این مردانه
لالا لالا دیگه بسه گل لاله»
«آبی» دریا «قدقن» شوق تماشا قدقن**...قدقن با هم و تنها قدقن
...
«پچ پچ» و «نجوا» قدقن،رقص سایه ها قدقن**...به وقت رویا قدقن
برای خواب تازه اجازه بی اجازه
در این «غربت» «خانگی» بگو هر چی باید بگی**غزل بگو به سادگی،بگو زنده باد زندگی
برای «شعر» تازه اجازه بی اجازه
...»
ب.ر.ن1:اون از تبریز اینم از این...
ب.ر.ن2:رو راست باشیم با خودمون...تو این مملکت تقریباً «زندگی» «قدقن»...