هنوزم مي گم...خيليا فقط از دور خوبن...وقتي نزديكشون ميشي حالت به هم مي خوره...
وقتي به هم مي رسن چنان با هم گرم مي گيرن و قربون صدقه هم مي رن...بعد پشت سر هم هميگه رو مغذرت مي خوام به لجن مي كشن...خيلي بچه ان...تا وقتي با هم هستن شوخي...اين يكي واسه اون يكي مي ميره...يه عده آدم بچه وضع...حسود...خجالت آوره...
تئوري يه عده شون اينه كه گردن بقيه رو با پنبه بزن...زبون باز...هي زبون مي ريزن...چاپلوس...الان پشت سر اين صفحه مي ذاره...دو دقيقه ديگه پشت سر اون يكي...باند و باند بازي هاي بچه گانه و مسخره...خاله زنك بازي هاي حال به هم زن...
حال آدمو به هم مي زنن...به زودي از همه شون فاصله مي گيرم...
دوست دارم نگاه كنم تو صورتشون و...
...
فاصله...فاصله...فاصله...فاصله...
ب.ر.ن يا شايدم ب.ر.ن: يه آهنگ جديد از «هادي پاكزاد»...
"ساعتا وايسادن از حركت و بازي..."...