بعضي وقتا به نظرم واژه ها بي معني ميان...هيچ معني ندارن... واژه ها تو ذهن ما معني دار مي شن...تو ذهن ما هويت مي گيرن...تو ذهن ما... واژه ها بي معني ان... ما براي واژه ها معني ساختيم...معني مي سازيم......
ساعت 9.30... تلفن زنگ مي زنه...بابا جواب مي ده ...بابا كه تازه از «ق...» اومده...مي گه بايد برم...بابا حالش خوب نيست...مامان مي گه خوب فردا صبح برو الان تازه از اونجا اومدي شبه اوضاع جاده هم خوب نيست...بابا مي گه...
واژه ها براي بيان اند...بيان هر چيزي... گاهي براي بيان درون...اما... به جايي رسيدم كه هيچ واژه ايي نمي تونه درون من رو اون جوري كه هست بيان كنه...نه تنها واژه ها كه جمله ها هم نمي تونن... بهترين واژه...
بازم يه ديالوگ ديگه... فيلم "سكه شانس اسلوين"... يه خاخام يهودي،پندي كه پدرش بهش داده رو باز گو مي كنه... "اگه كسي بار اول بهت گفت اسب، تو هم بهش بگو اسب... اگه بار دوم بهت گفت اسب،با مشت بزن...
اين روزا خيلي حرصم مي گيره... از كيلومتر شمار ماشين كه سرعتي بيش از 120 رو تو شهر و 140 رو بيرون از شهر نمي تونه به من نشون بده... از اون استاد كه مي گه..."وظيفه سازمان اطلاعات مبارزه با...
اين روزا همه منتظرن... همه منتظرن...منتظر ورود... ورود «آلان»... اين روزا خيليا تو پوست خودشون نمي گنجن... "اين پايين يه ايل منظرن تا" اون "بپره..."... من به اونا مي خوام بگم كه اون فقط يك نفره......
16 آذر...MSA تولدت مبارك... ... ب.ر.ن:...يه سوالي برام پيش اومده... خدا و يكي از فرشته هاش با هم درگير شدن...آدم اين وسط چه كاره بود...آدم اين وسط چه كاره است... كه بايد وارد اين درگيري بشه؟......
يه بحث...كه با خنده و شوخي و مسخره بازي از طرف من شروع شده بود...قصدم كمي صحبت بود... ... مادرم گفت...:«كاش من جاي... بودم...»... مي گم چرا؟...تو كه ... مي گه...«چه فايده از صبح تا شب تنها به در و...