08,March,2007

"دارن يه برجي مي سازن با ده هزارتا پنجره
مي گن كه قد برجشون از آسمون بلندتره
براي ساختنش هزار، هزار درختُ سر زدن
پرنده هاي بي درخت از اين حوالي پر زدن
مي گن كه اين برج بلند باعث افتخار ماست
حيف كه كسي نمي دونه خونه افتخار كجاست
باعث افتخار تويي ، دختر توي كارخونه
كه چرخ زنده موندنُ دستاي تو مي چرخونه
باعث افتخار تويي سفور پير ژنده پوش
نه اين ستون سنگي لال بدون چشم و گوش
ستون آسمون خراش سايه تُ ننداز رو سرم
تو شب بي ستاره هم من از تو آفتابي ترم

يه روز مياد كه آدما تو رو به هم نشون بدن
به ارتفاعت، لقب پايه آسمون بدن
اما خودت خوب مي دوني پايه نداره آسمون
اون كه زمين نميشه با حرف پوچ اين و اون

پَس‌ مث‌ِ طبل صدا نكن نگو بلندترين منم
من واسه رسوا كردنت حرف از درختا مي زنم
درختاي مرده هنوز خواب پرنده مي بينن
پرنده هاي بي درخت رو سيماي برق مي شينن

به قامتت نناز آهاي بلند بي خبر
درختا باز قد مي كشن حتي تو سايه تبر
ستون آسمون خراش سايه تُ ننداز رو سرم
تو شب بي ستاره هم من از تو آفتابي ترم"...


1omrani

خط خطی شما
(0)