09,March,2007

يه روزي تو از اون حصاري كه اسمش خونه است و برعكس بقيه «قفس» ها مي تونه محل امن و آرامش و... باشه به «تنهايي» بيرون مي ري...توجه كن به «تنهايي» نه همراه پدرت، نه تو آغوش مادرت...
اون روز...چيزي در موردش نمي گم...
اون موقع باز «مي بيني» و «مي شنوي»...راستي «بو» هم مي كشي...اينو يادم رفت بگم...


1omrani

خط خطی شما
(1)