«آلان»...تو بغلمه...
عمو «ف...» مي گه..."بچه رو گرفتي بغلت ساكت نشستي...باهاش حرف بزن...با بچه بايد حرف زد..."...
مي گم...من و «آلان» با نگاه با هم حرف مي زنيم...



پ.ن:...سه تا عكس اول روزاي اول ورود «آلان»...سه تاي بعدي هم جديد هستن...
ب.ر.ن:...Coming Soon...