بودنم سراسر نياز است...
نيازم سرار خواستن...
خواستنم سرار رسيدن يا نرسيدن! ؟ ! ؟...
شايد رسيدن...
شايد نرسيدن...
رسيدنم سراسر لذت...
رسيدنم سراسر آرامش...
و سراسر رويا...
نرسيدنم سراسر دلتنگي...
و دلتنگي ام خفه كننده و كشنده...
بودنم سراسر نياز است...
نيازم در وجودم رخنه كرده...
در ذره ذره وجودم و ...
و شايد در روحي كه گه گاه در وجودم براي دقايقي دميده مي شود...
نيازم سراسر نياز...
بودنم سراسر نياز...
و رفتنم، «لحظه اي» و شايد «فقط» «لحظه اي» دلتنگي...