آدما دو زمان كاراي خارق العاده و بزرگ انجام مي دن...
يكي زماني كه «سرشار» از «احساس» اند...
يكي زماني كه «تهي» از هر گونه «احساس»اند...
از اين جهت بزرگ و خارق العاده كه در حالت عادي قادر به انجام اون نيستن...
اين كار بزرگ و خارق العاده از ديد ديگران يا يه كار «خارق العاده بزرگ» تلقي مي شه...يا يه «حماقت»...
اما مهم اينه كه هر كسي نمي تونه انجامش بده...بايد يا «سرشار» باشي يا «تهي»...
كسي كه كمي احساس داره اين ميان قرار داره...يه آدم عادي محسوب ميشه...و آدم عادي از نظر من يعني «هيچ»...
اگه كسي روزي طعم غير عادي بودن حتي در درجه هاي فوق العاده پايينش رو هم چشيده باشه...«هيچ» بودن براش سخته...