09,July,2007

"خدا جون بسه ديگه ما شديم خسته ديگه
نذار بپوسيم تو شهر غربت
آي خدا جون كاش خونمون باز بشه راهش واسمون
به درد غربت نكرديم عادت..."...


"گل هاي گل خونه اي دنيا وفا نداره
تو تازگي طراوت حتي صفا نداره
...
هم شاد و هم غمگينم
از ديده خود سيرم
خنجر زدم به ديده..."...

"من خسته من تنها
لب ساحل قدم زنونُ
پاي برهنه روي شنزار هاي داغ
دون دون
خورشيد با اون گرماي سوزانش مي سوزونه تنم
مرغاي مهاجرم هي پر زنون بالا سرم
با صداي موجاي سنگين
غروبا واسه ما مي شه رنگين
ابرهاي تيره ميانُ
مي گيرن روي خورشيد
سايه ميشه سردُ مياد احساس تنهاييام
يكه و تنها مي مونم با همه خاطره هام..."...


1omrani

خط خطی شما
(0)