16,July,2007

كجايي؟...
رفتي اون بالا قايم شدي اسم خودتم گذاشتي خدا؟...
بيا پايين...
من كه كاري نمي تونم بكنم...
از همين الان مي توني اعلام كنيبرنده تويي و بازنده من...
"...نقش منو با يه طناب بكش رو خاك ادعا
بگو آهاي مردم شهر اينم قلندر شما..."
...
ببين من پر رو تر از اين حرفام...هنوز جا دارم...تا مي توني بزن...فشار بده...بكِش...هر كاري كه مي دوني...
دل نسوزون...خدايي...مهربوني...بزرگي...باشه...هم من مي دونم هم بقيه... ولي ترحم نكن...فقط بقيه رو قاطي نكن...هيچ كس رو...هيچ كس رو...كاري نكن رو بقيه پا بذارم...توانش رو اگه نداشته باشم اينقده پيمانه ها و جام ها رو لاجرعه سر مي كشم تا راحت بتونم توانش رو كسب كنم...

ببين جا دارم هنوز...
فقط بذار آخرين جرعه هاي شرابم رو سر بكشم...
ببين من منتظرم...هنوزم جا دارم...هنوز كمه...فعلاً نفس مي كشم...هنوزم منتظرم...
ببين برنده تويي...شك ندارم...اگه غير از اين بود كه خدا نبودي ديگه...

بازم مي گم...
"...نقش منو با يه طناب بكش رو خاك ادعا
بگو آهاي مردم شهر اينم قلندر شما..."
...
ولي من روم كم نميشه...بايد تا تهش برم...راه خودمه...مي خوام تا تهش برم...ته تهش...خودم انتخاب كردم...مي رم تا تهش...بايد برم...
ببين تا اينجاش...اوووه...نه...نه...ببين اشتباه نكن...اشتباه نكردم...پشيمون هم نيستم...هنوزم مي گم..شك نكن...اين راه منه...راه من...پس مي رم تا ته راهم...


ب.ر.ن:...مدت زيادي بود كاري به كار هم نداشتيم ها...البته گهي اوقات به غ... مي افتادم...ميومدم منت كشي...اما...


1omrani

خط خطی شما
(5)