توی کوچه پس کوچه های ذهنم مشغول جستجو بودم.جستجوی چی خودم هم نمیدونم.شاید به دنبال دلیلی برای غم هام... نمیدونم .هر چه دهخل تر میرفتم احساس می کردم دنیای کوچک شده و بیشتر به پوچی زندگی میرسیدم.شاید! اما نه زندگی...
دوستان اگه لطف کنيد و منو برای طراحی قالب وبلاگ راهنمايی کنيد ممنون ميشم...
سلام.... بالآخره تونستم. تونستم که شروع کنم .شروع به نوشتن کردم از اون چیزی هم که فکرشو می کردم راحت تر بود. فقط با یه سلام شروع شد.همون سلام اول.وبعد ..... همین که قلمم شروع به حرکت کرد دیگه نایستاد....
سلام از هفته بعد اين وبلاگ فعال ميشه...
سلام...