07,September,2004

امروز مثل دیروز، مثل پریروز،مثل هفته پیش،مثل ماه پیش.......بازم داره کرار میشه.
زندگی تکراری شده.من خودمو میگم بقیه رو نمیدونم ولی من خسته شدم،به عبارتیکف کردم.جدی میگم کف.
صبح که از خواب پا میشم انگار دنیا رو سرم خراب شده.
دلم واسه دانشگاه تنگ شده.دوست دارم دوباره کلاسا شروع بشن شاید یه جوری سرگرم بشم.هر چند میدونم بعد از یه مدت مثل همیشه از دانشگاهم خسته میشم.مثل همین چند ماه پیش میگم پس این تابستون کی میاد.کی بیکار میشم......ولی با خودم میگم شاید این دفعه با همیشه فرق داشته باشه.شاید!همش احتماله،احتمال....
وای اگه فرق داشته باشه چی میشه.چه حالی میده واسه یه مدت هم که شده از این سیکل بسته بیرون میام.این زندگی واسه چند روز هم که شده از این تلخی بیرون میاد.شایدم شیرین بشه هر چند که هیچوقت انتظار شیرینی این زندگی رو نداشتم .همین که از یکنواختی در بیاد واسه من خیلیه.
یه مدت تلویزیون تو این قسمت سوهان اعصاب! میگفت .... هر روز بهتر از دیروز.عجب شعار جالبیه.البته نه اینطوری.
اینطوری زندگی هر روز مثل دیروز.
آره شاید هر روز مثل دیروز یا شایدم بد تر از دیروز.ولی معمولاً مثل دیروزه.اگه بدتر از دیروز میبود بازم خوب بود،حداقل مثل دیروز نبود....


1omrani