23,September,2004

افسردگی سراغ خیلیها میره ،چرا سراغ من نمیاد.چرا من اینقدر شادم؟!چرا به خیال بعضی ها من اینقدر الکی خوشم؟!این جملاتی بود که تا چند وقت پیش با خودم تکرار میکردم ؛با خودم مرور میکردم.اما به جوابی نرسیدم.این سوالات دلیلی شد تا من خودم برم .آره خودم برم و در خونه افسردگی رو بزنم.میخواستم همین که در رو باز کرد با کوله باری از سوال اون رو غافلگیر کنم.ولی همین که در باز شد................
میگن هر چیزی خودش بیاد یه روزی خودشم میره.
افسردگی هم اگه خودش بیاد ،خودش هم یه روزی میره.ولی خودش نیومده پس خودش هم نمیره.چون این اون نبود که اومد این من بودم که آوردمش.مجبورش کردم که بیاد و جواب سوالهای منو بده
اون اومد اما من نفهمیدم چطور و کی..... اون اومد ولی مجال سوال کردن رو به من نداد........
حالا من موندم ویه دنیا سوال بی جواب و یه در بسته بزرگ.نمیدونم چطوری بر گردم.به دنیای خودم.دوست دارم برگردم به همون دوران شاد ،به همون دورانی که به خیال بعضی ها الکی خوش بودم.به همون دورانی که به همه چیز میخندیدم...........


1omrani