17,November,2004

میخوام یه داستان،نه بهتره بگم به اتفاق واقعی رو واستون تعریف کنم.این اتفاق یه حقیقتهکه واسه دوستام اتفاق افتاده بود.اینم از همون مواردیه که همه سکوت کردن وهیچی نمیگن ولی من بازم میخوام به عنوان شاید یه صدای فراتر از سکوت فریاد بزنم و خقیقت رو بگم.
بذاریدقضیه رو از اول ولی خلاصه بگم.
این دوست ما تو امتحان بانک.... شرکت کرد و تو استان کرمانشاه هم جزو 10 نفر برتر شد.واسه اون شهرستانی هم که میخواست استخدام بشه 2 نفر نیاز داشتن یه اقا و یه خانوم.که دوست ما هم تنها آقای بود که تو اون شهرستان نمره اش به حد نصاب که چه عرض کنم خیلی فراتر هم رسیده بود.بعد از اون 2 تا خانوم بودن که نمره شون خیلی پایین تر از دوست ما بود.
بعد از مصاحبه و تحقیق دوست ما رو رد کردن چون اهل حق بود.و اون 2تا خانوم به جای دوست ما استخدام شدن.
جالبه که بدونید اون تا خانوم از خانواده های بی ا.... شهدا بودن.
اون 2 تا استخدام شدن در صورتی که شاید هیچکدومشون شایستگیشو نداشتن.اما دوست ما که خیلی هم با سواد و فهمیده بود بنا به دلایل مذهبی رد شد.
من موندم آخه مذهب آدم چه ربطی به بانک و سواد و...... داره.
قسمت جالب قضیه اینه که قرار بود یه خانوم استخدام کنن و یه آقا نمیدونم چه طور شد که بعداً دو تا خانوم استخدام کردن.....
چرا؟....
این که میگن همه ادیان الهی محترم هستن کو؟این تساوی که میگن کجاست ؟
نه تو رو خدا شما بگید...............
یکی بیاد و بگه این دیگه چه جورشه...؟


1omrani