دوباره به اون دوران .........._نمیدونم اسمشو چی بذارم_ بر گشتم.
یه جورایی حالم اصلاً خوب نیست.قاطیم.قاطی.
یه لحظه خوبم یه لحظه ید،یه لحظه ابریم یه لحظه صاف،یه لخظه پاییزیم یه لحظه بهاری........
الان شادم اما یه دقیقه دیگه نه.
گاهی اوقات وجودم اینجاست اما افکارم هزار جای دیگه.گاهی اوقات دارم به یه جایی نگاه میکنم اما یه جای دیگه رو میبینم.دارم به کسی نگاه میکنم اما چهره کس دیگی ای رو میبینم.گاهی اوقات دارم حرف میزنم اما نمیدونم دارم چی میگم.
به عبارتی اصلاً تو این دنیا نیستم.من کجام؟ ؟ کاشکی یه جا بودم. هر آن یه جام.......
شاید یه جورایی به پوچی رسیدم.اصلاً نمیدونم چرا زنده ام.واسه چی دارم زندگی میکنم.؟؟ چون باید زندگی کنم؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟ نه ،هیچ بایدی در کار نیست.
دارم راه میرم اما نمیدونم کجا میرم.بی هدف فقط میچرخم.دارم دور خودم میچرخم.همین و بس. چراشو نمیدونم از کی بپرسم؟!از خودم؟!از کی؟ از خدا هم که میپرسم.میگه جوابشو تو وجودت گذاشتم بگرد پیداش کن.خودت باید پیداش کنی.
آخه به کی بگم که خسته شدم.از این همه گشتن و پیدا نکردن خسته شدم.تا کی بگردم وقتی از گشتن خسته شدم تا کجا بگردم؟
از همه چیز و همه کس خسته شدم.از خودم،از دور و برم،از این همه آدم.از این هزار رنگی.آخه بوقلمون صفتی هم حدی داره.تا کی میخواید ادامه بدید.از آدمای چند رنگ متنفرم.متنفر.حالا میخواد این چند رنگی توی دنیای مجازی باشه یا توی دنیای حقیقی؟!؟!؟!!!!!!
تا کی باید این تکرار رو ادامه بدم.تا کی صبح پاشم فشب بخوابم؟؟؟؟؟تا کی بخورم؟؟؟؟تا کی....؟؟؟؟؟
حتی نوشته هامم دارن تکراری میشن.همه چیز داره تکراری میشه .قیافم،افکارم،وجودم........
اگه یکی پیدا بشه و یه کمکی به من بکنه،یکی پیدا بشه و جواب سوالای منو بده ممنونش میشم.
اما رک و پوسکنده بگم اگه نظری نداری و فقط میخوای یه چیزی گفته باشی که آره منم سر زدم،هیچی نگو.چون این دفه حالم خیلی بده یه وقت دیدی پاچه تو رو هم گرفتم.
یه چیزه دیگه؛تا اونجایی که یادمه از اول دبستان یه سری چرت و پرتو به اسم دینی به خورد من دادن.حالا هم که اومدیم تو این ....... هنوزم دست از سرم بر نمیدارنفهنوزم دارن همون چیزا رو تکرار میکنن،فقط عناوین فرق کرده.به خیال خودشون میخواستن ما رو با جفنگیات با ایمان بار بیارن.اما بار نیاوردن هیچ،ما رو تشنه کردن.تشنه اون چیزی که همیشه ازش هراس داشتن.تشنه حقیقت.در صورتی که قصدشون ایجاد وابستگی بود،اونم وابستگی دینی که بتونن نون بخورن و به ما ......... .اما به جای این وابستگی عطش ایجاد کردن.عطشی که داره اون وابستگی مسخره رو ریشه کن میکنه.وابستگی که هیچ وقت نتونست تو وجود من و امثال من رخنه کنه.
اینا رو گفتم که بگم،اگه میخوای یه ورژن جدید از این جفنگیات رو با رنگ و لعاب دیجیتالی به من تحویل بدی این کارو نکنی چون این دفه پاچه گرفتن در برابر اون کاری که میکنم خیر خداست.........