......... واقعاْ نميدونم چی بگم.... بابا اين....... اصلاْ نگم بهتره......... فقط متاسفم....متاسف.... برای اين ملت.......
....... ایندفه میخوام یه داستان بگم که نمیدونم بخندید،گریه کنید،.... نمیدونم...نمیدونم....... من که خودم طبق معمول فقط سکوت کردم .................. ............. داستان از این قراره که ما از ..... شروع به حرکت کردیک به سمت کرمانشاه....خوش و خرم داشتیم میومدیم...
این مطلبی که مینویسم شاید آخرین مطلب سال 83 باشه شتیدم نه. دیشب یه قضه ای اتفاق افتاد واسم با یکی صحبت کردم یه جیزی گفت که تا حالا که دارم این مطلبو مینویسم منو به فکر فرو برده. سال...
امروز یکی از دوستام گفت:به نظرت اگه خورشید از غرب طلوع کنه چی میشه؟ بعد خودش جواب خودش رو داد.گفت حاضرم شرط ببندم کسی اصلاً متوجه نشه. راست میگفت هیچکس متوجه نمیشه!!!!!! کاشکی میشد یه تیکه از افکارت رو بکنی...