سیم 4 ... سیم 4 پاره شد...سیم Re سیمی که ...
دیگه چطور میشه آکوردهای Re minor و Re Major و ... اجرا کرد...چه طور میشه آکوردهای Mi رو اجرا کرد...اصلاً دیگه نمیشه آکوردی نواخت...
سیم های زندگی یکی یکی پاره شدن،و اجرای آکوردهای زندگی با اون همه هارمونی مختلف رو سخت کردن...
تنها امید همین آکورد ها بود...آکوردهایی که روی دسته ساز اجرا میشد...آکوردهایی که روی گامهای زندگی اجرا میشدن...
حالا اون آکوردها هم دیگه دارن تموم میشن...دیگه باید ملودی زد...اونم فقط روی 5 سیم...
ملودیهای این زندگی که از پا در آور بودن...
میترسم ملودی ها هم مثل ملودی های زندگی ....
کاش میتونستم ملودیها و آکوردها رو مثل اون میزدم...اون که مثل پیانو 7 اکتاو زندگی رو در خودش جا داده...اون که تمام زیر و بمی موجود رو داره... نه مثل خیلی ها 2 یا 3 اکتاو تکراری دارن...
از این به بعد جای نت ها رو باید با سکوت پر کرد...
از این به بعد باید به ملودی سکوت عادت کنم...
از این به بعد باید آهنگ سکوت بنوازم...
از این به بعد دیگه باید سمفونی سکوت نوشت و نواخت و سر داد...