02,November,2005

نمیدونم چطور توصیف کنم...
وقتی عنوان مطلب رو خوندم خشکم زد...وقتی عنوان رو دیدم آخر مطلب رو هم دیدم...
وقتی اون کلمات زیبا رو که غمی توش نهفته بود رو خوندم...وقتی...
به خدا حتی فکر کردن بهش هم آدم رو دیوونه می کنه...بعد از مدت ها که وبلاگ به روز شده حالا هم با این عنوان...«بعد از پَرپَر شدنت ای گل زیبا چه کنم ؟ من به داغ تو عزیز دل و جانم چه کنم؟ »
این حرف دل یه خواهر که در غم از دست دادن خواهرش نوشته...این حرفا گوشه ای از اون غمه...که نه من نه هیچکس دیگه غیر خودش نمیتونه احساسش کنه...
خیلی سخته...
دیگه توان نوشتن ندارم...
چرا بعضیا که امید دارن میرن...بعد یه عده دیگه که... زنده میمونن...چرا نمیشه جای اینا رو با هم عوض کرد...چرا نمیشد ندا بمونه به جاش...
نمیدونم چی باید بگم...بهتره خودتون درد دل یلدا رو بخونید...
دیگه توان نوشتن ندارم...


1omrani