مگذار که یاد ما را طعم تلخ این حقیقت ببرد***این حقیقت است که از دل برود هر آن که از دیده رود ... دو سال گذشت...اگه نگم همه،ولی می تونم بگم اکثراً حتی شاید خود من هم از یاد بردم...به...
نوشتن... این مدت که ننوشتم... هر وقت میومدم یه سر به این سرزمین می زدم،تازه می فهمیدم که آره... اومدم که باز بنویسم... نمی دونم مثل گذشته می تونم بنویسم یا نه...نمی دونم اصلاً می تونم بنویسم یا نه... مدتیه...
1384/9/18 2005 Dec 9th سلام... سلامی به بلندای وجودت...سلامی به گرمای دستانت...سلامی به سپیدی موهایت...سلامی به تلاش بی پایانت... سلامی به زیبایی واژه پدر... نوشتم چون دیگر نمی توانم با تو به صحبت بنشینم...می نویسم چون می دانم که نخواهی...
بعد از مدت ها دوباره همون آهنگا... ... قصه دل: تو این روزا دلم خسته همه درها بروم بسته بجز درد و غم و گریه همه چیزم ز دست رفته ... حالا قصه دل من یه ابر که وا نمیشه...
T: What are you thinking about? S: Nothing. T: Nothing? S: Yes, nothing .Do you know what nothing is? …and there was a hard silence… … دیگه چی باید بگم؟......
there's no fear of death there's no fear to die a voice saying me...don't stop...move...go to the efge of merge but this voice is slow ... and again there's no fear of death there's no fear to die ...go to...
فرق یه مرده با مرده متحرک چیه... چه طوری یه مرده متحرک رو از یه آدم معمولی که راه میره تشخیص می دیم...وقتی از کنار یکی رد می شی از کجا می فهمی که اون مرده متحرکه یا زنده... کی...