بعد از مدت ها دوباره همون آهنگا...
...
قصه دل:
تو این روزا دلم خسته همه درها بروم بسته
بجز درد و غم و گریه همه چیزم ز دست رفته
...
حالا قصه دل من یه ابر که وا نمیشه
اگه هر دم هی بباره درد من درمون نمیشه
حالا پشت شیشه تنها صدای بارون میپیچه
اما هر چه قدر می باره پیش اشکام کم میاره
...
آهنگ بعدی
...
سرگذشت:
وقتی که نم نم بارون از روزای رفته می گه
وقتی که قطره اشکی از دلی شکسته میگه
وقتی که بوی خاک کوچه شوق کودکی میاره
...
به خودم میگم که با عمرم چه گذشت
چی برام مونده به جز یه سرگذشت
به خودم میگم که با عمرم چه گذشت...
دیگه این شهر غریبه دیگه این کوچه خلوت
چیزی یادم نمیاره جز غم و نکبت و غربت
نه روزام داره یه خورشید نه شبام داره ستاره
توی عمر تیره روزا روز و شب فرقی نداره
حالا هر وقت که می بینم رفته هر چی که عزیزه
وقتی حتی خاطراتم دیگه از من می گریزه
...
صدای دل نشینی داره...آهنگش هم که زیباست...یه آهنگ آروم...