رفتن به قبرستون هم هیچ فایده ای نداشت...غیر از اینکه به این نتیجه رسیدم که منو زیر خروار خروار خاک نندازن...بذارن من روی خاک بمونم...روم چیزی نندازن...توی یه دشت که هیچ کس اونجا نیست منو بندازن...آخه توی قبر دلگیره...تاریکه...نمی...
«زده بود به سرم...به Silence گفتم تا الان هر اتفاقی می افتاد می گفتم خدا رو شکر...!اما الان دیگه نمی گم...این بار دیگه نمی گم خدا رو شکر... اعصابم واقعاً خورد بود...» ... نه MSA...من نمی تونم اینا رو اینجا...
-:بیا...بیا...چیزی نمونده...تو می تونی...فقط چند قدم...فقط کافیه چند قدم دیگه برداری و بیای این طرف...این طرف خط،تو آزادی...هرکاری بکنی کسی کاری به کارت نداره...اصلاً کسی از تو نمی گیره...اگه وسط خیابون شروع کنی به رقصیدن...یا بزنی زیر آواز...یا یه دفه...
Wake up ad morning I got sleep in my eyes I feel bad Nobody gives a dawn about a .......... There’s no other like my mother We speak everyday not in sense of word but pray Check it 10...
... هدفون تو گوشم بود...داشتم می چرخیدم... جلوی سه پایه واسادم...دستم با قدرت به طرف بوم پرت کردم...اما اتفاقی نیفتاد...یه آن فکر کردن ناخنم شکست... کاردک رو از توی مکعبی که وسایل نقاشی توش بود بر داشتم... کاردک فرو...
علامت ؟ می دونید چیه... هیچ...علامت سوال هیچی نیست...به خودی خود هیچی نیست... علامت سوال فقط تو ذهن من و شما تبدیل به یه چیز میشه...یه معنی به خودش می گیره...حالا هر معنی... ولی یه علامت سوال خالی... اصلاً بودن...
...نمی خوای نیا...من خودم می رم...برو نمی خوام ببینمت...حوصله تو ندارم... شکستن دل یکی دیگه... صدای سوت میاد...صداش رو از پشت سر می شنوم...یه نگاه به عقب...قدم هام رو تند تر می کنم...از کوچه بعدی بر می گردم...درست رو به...
... می دونی زندگی سخته بار حرف زور زیاده اون کسی برده که قلبش رو به دست غم نداده نگو طفلکی منم من من شهامتم زیاده ... ولی من...اصلاً آره من غم ها رو دوست دارم...بدون غم نمی تونم زندگی...
«آخر گفتار تو خاموشی است آخر کار تو فراموشی است» ... «غیر از سیاه کردن اوراق عمر خویش ای دل دگر چه طرف ز گفتار بسته ای» ... «مرگ من هر چه زود دیرستی»...
...عكس... ...هم صدای سکوت،در کوچه های تنهایی می روم به سوی......
حالم از آدمایی که شعار می دن به هم می خوره... به زودی از خودم هم حالم به هم می خوره......
سفر همیشه همسفر می خواد دل کندن از غم بال و پر می خواد ... فرقی نداره وقتی ندونی و نبینی غصه ات میگیره وقتی می دونی و می بینی... واقعاً راست میگه...آدم غصه اش می گیره وقتی می...
گذشت... گفتند این هم بگذرد...و... و این هم گذشت...اما چه گذشتنی...کدوم گذشتن...چطور گذشت...کِی گذشت...اصلاً چرا گذشت... آره این مدت هم گذشت... نزدیک یک ماه... نزدیک به یک عمر دیگه هم میگذره...اما... ... این دیالوگ برام خیلی جالب بود...«من فقط یه...